بسيار تقويت شد. اين ناشي از غرور فرانسوي‌، مبارزه‌جويي فرهنگ فرانسه و شعور سياسي‌ شايسته‌اش در زمينه‌ٴ عصر باستان و بيگانگان بود! شخصيت برجسته‌ٴ نوزايي فرانسه در اين‌ مرحله نيكول اُرام بود كه آثار نجومي و سياسي ارسطو را به مردم فرانسه نشان داد. به علاوه‌، نيكول معلم خصوصي شارل پسر ارشد شاه فرانسه بود و پس از بر تخت نشستن او به‌عنوان‌ شارل پنجم هم مشاورش باقي ماند؛ مي‌توان پنداشت كه اين تا حدود زيادي ناشي از تأثير نيكول بود كه شارل آن‌همه براي حمايت از مترجمان اقدام كرد، از قبيل ژان داندن‌، رائول دو پرِل‌، دني‌فولشا، ژان كُرباشون‌، ژاك بوشان‌، سيمون دو هِدِن‌، نيكولا دو گونس و ژان گُلن‌.
اهميت ترجمه‌ها در ساختمان معنوي يك ملت بارها، در جلد 1 و 2 مقدمه مورد تأكيد قرار گرفته است‌. تنها اين نبود كه بدين‌ترتيب آن كتاب‌هاي تازه در اختيار خوانندگان يك زبان قرار مي‌گرفت و دريچه‌ٴ تازه‌اي از معرفت به رويشان گشوده مي‌شد، بلكه خود آن زبان كه ناچار مي‌شد خود را با جدي‌ترين نيازها سازگار كند، به اين ترتيب كاملاً امكان رشد مي‌يافت‌. مترجم‌ با وجدان بايد در زبان خودش معادل افكار بيان‌شده در زبان ديگر را ايجاد كند؛ اين او را ناگزير مي‌كند دستور زبان مادري‌اش را بهتر و واژگان آن را غني‌تر سازد.
اين وظيفه‌اي بود كه اُرام و ساير مترجمان با آن روبه‌رو بودند و گاه چنان دشوار بود كه‌ چاره‌ناپذير به‌نظر مي‌آمد. رائول دو پرِل اعتراف كرده كه ترجمه‌ٴ دقيق شهر خداي اوگوستين‌ ممكن نبود، بلكه تنها از طريق حاشيه رفتن به اين كار پرداخته است‌؛ دني فولشا در تلاش براي‌ ترجمه‌ٴ پوليكراتوس جان ساليسبري‌، به‌خاطر دستور زبان عجيب متن و عبارات بغرنجش‌، هميشه نتوانسته طابق‌النعل بالنعل عمل كند. اُرام مشكلاتش را بيان كرده و به توجيه روش‌هايي‌ پرداخته كه ناگزير از پيرويشان بوده و اصطلاحات لاتيني كه ناگزير شده آنها را وارد زبان فرانسه‌ سازد زيرا قابل ترجمه نبوده‌اند.
هر پسربچه‌اي كه درگير ترجمه‌هاي لاتيني شده باشد، با فولشا، رائول دو پرِل و اُرام هم‌دردي‌ خواهد كرد، ولي بايد بداند كه مشكلات آنان بي‌نهايت بيش از وي بوده است‌. چون وظيفه‌ٴ او تنها ترجمه‌ٴ مفهوم زباني به يك زبان ديگر است كه به همان اندازه غني و طبيعي است‌؛ وظيفه‌ٴ آنان ترجمه‌ٴ آن به زباني بود كه هنوز نارسا بود. آنان داشتند زباني تازه ايجاد مي‌كردند. نتيجه‌ٴ مساعي آنان را مي‌توان در اصطلاح‌ِ لاتيني‌كردن زبان فرانسه خلاصه كرد. لاتيني‌كردن براي‌ مرداني كه از لاتيني ترجمه مي‌كردند كاملاً طبيعي بود، ولي اين تنها به آنان اختصاص نداشت‌، چون نشانه‌هاي آشكاري از آن را در نويسندگاني همچون فرواسار و حتي در داستان‌هاي آن عصر مي‌يابيم بدين‌سان حلقه‌ٴ عجيبي كامل شده بود. زبان فرانسه به‌صورت عصياني ناخودآگاه در برابر لاتيني زاده شده بود، در برابر زباني كه بغرنجي و پوچي آن براي مردم عادي‌ تحمل‌ناپذير شده بود؛ هم‌چنان‌كه آن مردم بغرنج‌تر شدند و كوشيدند افكار لاتيني را به زبان